بصير احمد دولت آبادى

366

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

براى سرداران آنها تنخواه مستمرى تعيين نمايد . » « 1 » عبد الرحمان تركستانيها را به خوبى پاداش داد ؛ هم به خاطر حمايت‌شان جهت كسب قدرت و هم به خاطر سالها ميزبانى خود و پدرش . مرحوم فرهنگ اين پاداش را چنين توصيف مىكند : « امير به تركستان رفته به ادعاى خودش منطقه را از وجود طرفداران سردار [ سردار محمد اسحاق خان پسرعموى عبد الرحمان خان كه حكومت مزارشريف را در قبضه داشت ] پاك نمود . در اين سفر وى هزاران نفر را به اين جرم به قتل رسانيده به سياه چاه انداخت و يا به اطراف و اكناف كشور متوارى ساخت . . . هيچ‌كس از باشندگان تركستان از قهر امير در امان نبود . قرار روايت معروف يك تعداد اشخاص به جرم آن‌كه به قول امير « چشمان‌شان به اسحاق مىماند » بينانىشان را از دست دادند و سرزمين تركستان به يك شكنجه‌گاه عظيم مبدل گرديد . . . يك تعداد مردم محلى كه بيشتر ازبك بودند مجبور شدند تا محل بود و باش‌شان را در حواشى سرحد ترك نموده با خانواده‌شان به مناطق ديگر كه امير تعيين كرده بود كوچ نمايند . زمينهاى آنها به قبايل خانه‌به‌دوش افغان مثل صافى ، شنوارى ، مهمند ، نورزايى و بعضا به هزاره‌ها داده شد . » « 2 » طرح حكومت افغان در امور كوچ دادن مردم تركستان و ساير مردم نواحى سرحدات ، سالها بعد نتايج خود را روشن ساخت . اينك خانواده‌هاى پشتون در تمامى سرحدات افغانستان پراكنده‌اند و هركجا زمين خوب بوده و از نگاه سوق الجيشى اهميت داشته است ، پشتونها به

--> ( 1 ) . افغانستان در پنج قرن اخير ، چاپ احسانى ، ص 397 . ( 2 ) . افغانستان در پنج قرن اخير ، چاپ احسانى ، ص 399 .